ب
سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمهی خرداد کشم
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
ب
«بازنگری مذهبی وقایعی که روسیه در سده 19 از سر گذرانده بود، در آثار داستایفسکی تجلی یافت. او با قدرتی حیرت آور نشان داد چه گونه آزادی یک فرد مستقل و رها می تواند او را به دام تباهی و بردگی بیاندازد.»
از وبلاگ ادبیات (روس)
"آزادی"، این موضوع درگیر کننده... و سوالاتی که با خواندن این متن در ذهنم مرور شدند: از چه زمانی رها شدم؟ و نتیجتا به بردگی و تباهی دچار؟
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
ب
در ادامهی پست ۲۲۲ و با نیمنظری به مطلب قبل، به این امر میاندیشم که شاید در مواجه با ریاضی و کامپیوتر و امثالهم هم میتوان از همان روش "انتظار برای فرصت مناسب" استفاده کرد. لکن نه در قبال آنها، که در قبال خودم. یعنی باید مترصد فرصت از سوی احوال خودم بمانم تا مگر فرصتی دست دهد و آمادهی دریافت و واکنش مناسب به اینگونه امور باشم.
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
ب
«تمام زورم را میزدم که خوابم نبرد. بالأخره فیلم تمام میشد و میتوانستم پشت سر بلیتبهدستهای افسرده از سینما بیرون بیایم، آدمهایی که درست شبیه همان موجودات پرتشویش و دغدغهای بودند که روی پردهی سینما پِرپِر میکردند. مبنای هنر حقیقی یأس و سرخوردگی بود و مهمترین مسئله این بود که تا جای ممکن خودت و اطرافیانت را افسرده و بدحال کنی.»
بالأخره یه روزی قشنگ حرف میزنم | دیوید سداریس
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی